تبلیغات
سلام66(فرشتو) - بازیهای چرخ گردون2

سلام قولا من رب رحیم - خوش آمدید

بازیهای چرخ گردون2

نویسنده :سید
تاریخ:یکشنبه 7 فروردین 1390-06:23 ق.ظ

1306: در خرداد ماه مخبرالسلطنه (مهدیقلی هدایت) نخست وزیرشد، البته در این انتخاب رأی و اراده تیمورتاش بسیار مؤثر بود چون رضاشاه حق انتخاب نخست وزیر را به جز خودش به اوهم داده بود.

1307:  آغازخودکامگی رضاخان باازبین بردن آزاد ی های دوره مشروطه شروع شد.ونمایندگانی چون سیدحسن مدرس وارباب كیخسرو وادیبانی چون میرزاده عشقی و فرخی یزدی ونیزبعضی وزرا وبزرگان عشایرمانند جواد امامی، اسماعیل عراقی و رضا رفیع که همگی از هواداران قبلی وی بودند نیزدستگیر و زندانی شدند. به همین منظور زندان قصر طراحی و ساخته شد وجالب استكه  اولین زندانی آن زندان، سازنده اش یعنی سرتیپ درگاهی بود...و...

1308: رضاخان ،تیمورتاش را به همراه ولیعهد که برای ادامه تحصیل عازم سویس بود به انگلستان فرستاد.

1309: فضل‏الله زاهدی(پدرجمشیدزاهدی)  به ریاست شهربانی كه بازوی قدرتمند رضاشاه محسوب می‏شد رسید.

1310: محمدحسین آیرام خان بجای زاهدی رییس شهربانی شد.

1311: تیمورتاش در این سال به ناگهان بازداشت و از وزارت دربار کنارگذاشته شد.

1312: شهریورماه مجددا محمدعلی فروغی نخست وزیرشد.درمهرماه تیمورتاش  در زندان قصر، به دست پزشک احمدی کشته‌شد. ایرام خان درجه سرلشكری گرفت وقدرت عجیبی بهم زدتاآنجا كه نفردوم مملكت محسوب می شد.(1) 

1- اطلا عات بیشتردرموردایرام خان ،درادامه مطلب آمده.

یكی از رخدادهای خواندنی تاریخ معاصر ایران ماجرای فرار سرلشكر آیرم‌خان رئیس نظمیه رضاشاه از ایران است.

سرلشكر محمد‌حسین آیرم از نظامیان سفاك دوره حكومت رضاشاه در سال 1261 متولد شد. او پس از تحصیلات مقدماتی رهسپار روسیه شد و در مدرسه نظام آن كشور آموزش دید. او با درجه افسری وارد قزاقخانه شد و توانست مترجم لیاخوف فرمانده قزاقها شود. آیرم‌خان با تسلط كامل به زبان روسی به تهران بازگشت و به دنبال كودتای 1299 رضاخان با درجه سرهنگی وارد ارتش شد و به فرماندهی هنگ مازندران منصوب گردید. پس از چندی فرماندهی هنگ گیلان نیز به وی واگذار شد.

او به تدریج، مقامش بالا رفت، درجه‌ی سرتیپی گرفت و فرمانده‌ی قوای شمال شد. در چند زدو خورد داخلی شركت نمود و غائله‌ تركمن صحرا را فیصله داد. در 1304 كه قدرت و محبوبیت امیرلشكر طهماسبی در آذربایجان موجب وحشت رضاشاه شده بود، سردار سپه به تبریز عزیمت كرد، او را با خود به تهران ‌آوردو سرتیپ آیرم را به جای وی به فرماندهی لشكر آذربایجان منصوب نمودو برای مدتی اختیارات حكومتی را هم به او سپرد

آیرم چند سالی در آذربایجان اقامت داشت ولی در اثر شورش نظامیان در سلماس و كشته شدن سرهنگ ارفعی فرمانده‌ی آنجا آیرم به تهران احضار شد و مدتی رئیس دژبان و زمانی فرمانده لشكر سوار بود. در 1310 به جای سرتیپ فضل‌الله زاهدی به ریاست شهربانی كه در آن روز نظمیه گفته می‌شد منصوب گردید. قریب پنج سال رئیس كل تشكیلات نظمیه‌ی ایران بود. در 1312 درجه‌ی سرلشكری گرفت و قدرت فوق‌العاده‌ای به دست آورد و تحقیقاً شخص دوم ایران شد. مخصوصاً پس از عزل، تعقیب، حبس و مرگ تیمور تاش و سردار اسعد بختیاری كه اولی وزیر دربار و دومی وزیر جنگ بودند، قدرت او افزایش یافت و در صحنه‌ی سیاسی آن روز بلامعارض گردید. نخست‌وزیر و رئیس مجلس از او دستور می‌گرفتند. مأمورین آیرم مقامات آن روز را طوری در اختیار داشتند كه همه روزه گزارش مفصلی از اعمال و رفتار و كارهایشان توسط آیرم به رضاشاه داده می‌شد. تبعید عدل‌الملك دادگر رئیس مجلس آنروز و زین‌العابدین رهنما نماینده‌ی مجلس و مدیر روزنامه‌ی ایران، نتیجه گزار‌ش‌های آیرم بود. سلب مصونیت از تعدادی از نمایندگان نیز مولود اقدامات او بود. در هر حال طوری زمینه را برای خود مهیا كرده بود كه احدی قدرت مخالفت با او را نداشت.

ایرم خان علاوه بر ریاست شهربانی، ریاست املاك رضاشاه را هم عهده‌دار شد. او از سوء استفاده یا غارت روی‌گردان نبود. در جمع مال حرص داشت، از هر چیزی سوء استفاده می‌كرد و بر ثروت خود می‌افزود. بعد از آنكه رقبای با نفوذ و مؤثر خود را از میان برداشت، میدان وسیع و بدون معارض از آنِ او شد، ولی تدریجاً از وضع خود بیمناك گردید و اندیشید رضاشاه به زودی به سراغ او خواهد آمد و سرنوشتی بهتر از تیمور تاش، سردار اسعد، اسدی متولی‌باشی و نصرت‌الدوله نخواهد داشت به ویژه آنكه به خوبی می‌دانست، رضاشاه هر كس را كه از نفوذ و قدرت قابل ملاحظه‌ای در كشور برخوردار شود، به عنوان یك «خطر» می‌نگرد و او را از سر راه بر می‌دارد. از این رو وی با هدف نجات جان خود و انتقال سرمایه كلانی كه اندوخته بود به فكر فرار از چنگال دیكتاتور افتاد، نقشه‌ی ماهرانه‌ای طرح كرد و آن را به مرحله‌ی اجرا درآورد.

در نیمه‌ی دوم سال 1314 آیرم تمارض نمود. چند روز در منزل بستری شد و خود را سخت مریض نشان داد. ظاهراً كاری كرده بود كه قادر به تكلم نباشد. از این رو مطالب خود را روی كاغذ می نوشت وانمود می‌كرد بیماریش در ایران قابل علاج نیست و اگر به اروپا نرود و سریعاً تحت درمان قرار نگیرد، تلف می‌شود. او سپس برای جلب رضایت و موافقت رضاشاه به وی گفت قصددارد هدایای فراوانی با خود به سوئیس ببرد و آنها را به ولیعهد (محمد‌رضا پهلوی كه در آن كشور ظاهراً سرگرم تحصیل بود) تقدیم كند. با این تمهیدات موفق شد از رضاشاه برای خروج از كشور كسب اجازه كند.

در آن موقع هیچ كس تصور نمی‌كرد مسافرت رئیس نظمیه صورت فرار داشته و كسالتش مصنوعی باشد. آیرم خان در 29 آبان 1314 از ایران خارج شد، در كشتی نشست و از راه بندر انزلی به بادكوبه حركت كرد. گویا در بندر انزلی گوش چند نفر را هم به عنوان مجازات جرمی كه مرتكب شده بودند بریده بود. به جای سوئیس به آلمان رفت و بدون اینكه به پزشك یا بیمارستانی مراجعه كند حالش بهبود یافت! اتومبیل بسیار مجللی خرید و بیرق ایران را جلوی آن نصب كرد و با عنوان رئیس كل شهربانی ایران با غرور تمام مشغول گردش و تفریح شد. پس از یك سال رضا شاه فهمید مرغ از قفس پریده است، ولی به روی خود نیاورد و به دفتر مخصوص دستور داد تلگرافی او را به كشور فراخواند. در پاسخ تلگراف، دفتر مخصوص آیرم تقاضای هزینه‌ی سفر كرد. هزار لیره حواله شد، ولی باز هم ازآمدن وی خبری نشد. رضا شاه متوجه گردید كه آیرم خان دیگر مراجعت نخواهد كرد.

اقدامات غیر رسمی دولت ایران برای بازگرداندنش هم به نتیجه نرسید. آیرم‌خان با ثروت و مكنتی كه جمع‌آوری كرده بود سال‌ها در اروپا می‌زیست. بعد از شهریور 1320 و اشغال ایران از طرف متفقین به فكر تشكیل دولت «ایران آزاد» افتاد و عده‌ای از ایرانیان مقیم خارج رابه دور خود جمع كرد. مخصوصاً عدل‌الملك دادگر را برای ریاست دولت در نظر گرفته بود. عدل‌الملك موافقت نكرد. آیرم خود دولتی در آنجا تشكیل داد و عده‌ای از ایرانیان را به عنوان وزیر تعیین نمود. او با مطبوعات نیز مصاحبه می‌كرد، ولی كارش نگرفت و توفیق نیافت. سرمایه‌ اش نیز تمام شد. به حاج حسن‌آقا مهدوی فرزند امین‌الضرب متوسل شد و چندی در منزل او ‌زیست، تا اینكه در 11 فروردین 1326 پس از عمل جراحی در یكی از بیمارستان‌های آلمان در 65 سالگی درگذشت.

سرلشكر آیرم قبل از كودتای رضاخان در یكی از بیمارستانهای روسیه، به هنگام معالجه، قدرت جنسی خود را از دست داده بود و عمل جراحی منجر به مرگ وی در آلمان با هدف درمان همین مشكل صورت گرفته بود.

منبع:موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی



نوع مطلب : تک نوشته  اجتماعی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Why is my Achilles tendon burning?
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:26 ب.ظ
For the reason that the admin of this website is working,
no hesitation very shortly it will be well-known, due to its quality contents.
How much does it cost for leg lengthening?
جمعه 17 شهریور 1396 05:29 ب.ظ
all the time i used to read smaller articles or reviews that also clear their motive, and that is also happening with this
article which I am reading at this time.
How do you treat a sore Achilles tendon?
سه شنبه 10 مرداد 1396 11:15 ب.ظ
I must thank you for the efforts you have put in writing this site.
I am hoping to check out the same high-grade blog posts from you
in the future as well. In fact, your creative writing abilities has motivated me to get
my own blog now ;)
BHW
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:40 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a author for
your weblog. You have some really good posts
and I think I would be a good asset. If you ever want to take some of the load off, I'd absolutely love
to write some content for your blog in exchange for a link back to mine.
Please blast me an email if interested. Regards!
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 04:00 ب.ظ
Hi there are using Wordpress for your blog platform?

I'm new to the blog world but I'm trying to get started and create my own.
Do you require any coding expertise to make your own blog?
Any help would be really appreciated!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo